سه شنبه بیستم اسفند 1387
خشونت عریان
تا حالا شده به خاطر هیچ و پوچ مث یه گوشفند باهات برخورد کنند. بگیرندت...بکشندت رو زمین....کتکت بزنند. تا حالا شده به کثافت کشیده بشین چون نمی خواین اجازه بدین از حد شما کسی عبور کنه؟ تا خالا شده احساس حقارت کنین چون می خواستین بزرگ باشین...چون نخواستین تن بدین و بقیه آدمای مث خودتون- درس مث گوشفندا- به شما نگا کنن و بعضیاشون بخندن؟ تا حالا شده مث سگ کتک بخورین و بعد محکومتون کنن به این که اختشاش کردین و جو دادین و بعدم بگن که تو بد دردسری می افتین؟ تا حالا شده نخواین تن بدین...تا حالا به زور کسی بهتون تجاوز کرده؟ من شده...من امروز چون نمی خواستم کارتمو بکشم تو گیت...چون نمی خواستم تو سیستم نگهبانی ثبت بشم...چون نمی خواستم تن بدم مث سگ کتک خوردم ...مث یه گوشفند کشیدنم رو زمین و بقیه گوشفندام داشتن نگام می کردن...نمی خوام لاین دانشگاه و .....حالا اون احمقایی که فکر می کنن باید تن داد و گذشت و به یه جایی رسید و تصور کنین که نمی دونن قیمت این به جایی رسیدن....یعنی یه نقش توی ساختار پیدا کردن از دادن شرافتمه....باید خفه شم تا اطلاع ثانوی...باید کی حرف بزنم پس؟ اونایی که می گن باید صبر کرد؟ نمی دونن برای چی باید صبر کرد...اخراجم کنین از این کثافت خونه ای که بعضیا احمقانه دندون تیز کردن براش...از دانشگاه تهران اخراجم کنین.
نوشته شده توسط يك نفر شورشي در 10:30 | | لینک به این مطلب

