بیست و دوم بهمن هر سال- به عبارتی روز اول هر سال برای جمهوری اسلامی- تبدیل شده است به یک جور چماق خیالی برای سیاست مداران ایرانی که فکر می کنند هر سال به وسیله ان می توانند(( مغز مستکبرین جهانی)) را متلاشی کنند.
انکار نمی کنم که خلوت شدن خیابان ها در روز بیست و دوم بهمن برای نظام موجد دردسر است. اما فکر می کنم با شکوه تر بگزار شدنش برای آن سودی ندارد. خصوصا حالا که در شرایط بحرانی به سر می بریم. نهایتا در ذهن انسان غربی تداعی گر رژیم پوپولیستی نازی در آلمان می شویم. این خطر برخورد جدی را بیشتر اگر نکند حساسیت ها را می افزاید.
۲. این تصور که حالا ما دو میلیون یا کمتر آدم آوردیم توی خیابان های تهران و خودمان از قولشان بیانیه نوشتیم که آی حق مسلم ماست و شلوغ بازی های از این دست را نباید برای خلاص شدن از شر جامعه بین المل کافی دانست. منطق جامعه بین المل منطق دیگری است.
۳. مردم ما شهوت فریاد زدن دارند. اما ای کاش به جای اینکه هی گه بزنند به دنیا یک بار برای همیشه دست از جندگی بر می داشتند و درست فکر می کردند به مصلحت خودشان.
ما ترجیح می دهیم قربانی بمب انم باشیم نه استفاده کنندگان ان.
*****
